به زلالی اب

خواهر کوچولوش رو روی پاهام خوابوندم.میاد صورت و دستهاش رو ناز میکنه.یعد از چند

ثانیه میگه:

خوب مامانی حالا به بابایی زنگ بزن که برا محمد طاها بستنی چوبی بخره!

بهش گفتم اگه بابایی بستنی چوبی نخره بازم کوثر رو ناز میکنی؟

گفت:نه! دیگه نازش نمیکنم.تعجب

قربون این صداقتت بشه مادر.

(خودمون بهش قول دادیم که اگه با خواهرش مهربون باشه بابایی براش بستنی میخره.)

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

کاش همه مثل بچه ها صادق بودند

مامان محمدين

اي جوووووووون دلم. چقده معصومن ايناااااااا. ببخشين ممكنه بگين اسمتون توي ني ني سايت چي بود من فراموشكارم. [ناراحت]

مهدیا

نرجس گلی خوبی؟ جوجو ها خوبن؟ ازت بی خبریم. کجایی؟ چی می کنی؟ روشون رو ببوس

منتظر مامان محمد امین

زدد زود بیا بنویس کی میخواین برای همیشه بیای ایران دوست دارم ببینمتتتتتتتتتتت بوس برای دوتا وروجکت توی این شبها التماس دعا

ساجده

سلام...................خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[شوخی]بچه ها خوبن؟؟؟؟؟؟؟؟دایی چطورن؟؟؟؟؟؟ آخ که چقدر دلم براتون تنگ شده........[گریه] این روزا خیلی یادتون می کنیم......همه حالمون گرفته است مخصوصا آقاجون و مادرجون...........خلاصه خیلی دوستتون دارم.......محمدطاها و کوثر رو ببوسین........[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] این چهارتا ماچ برا چهاتایی تون...........خوش حال میشم به وبم یک سری بزنید البته اگه اون کوثر خانووومه جیگر بذاره........ بای........بای........[بغل][بغل][بغل][بغل]

روشن ترین نور

روز داروساز مبارک باشه نرجس جووووووووووووووونم میبوسمتون

سارا مامان پرهام

وايخداي من .. هر دفعه ميام اينجا از دخملت ميگي هوس ميكنم[سبز] من غلط بكنم ببخشيدا .... [دروغگو] عكس بذار

ساجده

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان [ماچ][ماچ] .

ساجده

سلام خانوووووووووم دایی جون.......... خوبین؟؟؟؟ اگه وقت کردین یک سری به من بزنید..........خوش حال میشم سلام برسونید....[ماچ][ماچ][خوشمزه][خنده][قلب]