خواب دیدن یه مادر

چشمکمحمد طاها یه کتاب شعر داره که در مورد میوه هاست.خیلى هم شعرهاش رو دوست داره بطورى که روزى چند بار میاره تا براش بخونم.معمولا اول و وسط و اخر هر بیت رو هم بلده.ولى خودم از بس براش خوندم حفظ شدم.خنده

چند وقت پیش وقتى براى نماز صبح بیدار شدم یادم اومد که داشتم خواب میدیدم.حالا چه خوابى؟

یادم اومد که داشتم شعرمیوه انگور رو براى محمد طاها میخوندم اینجورى:

خوشه سرخ انگور                  چه خوشگله توى نور

وقتى یه خوشه خوردى            میشى قوى و پرزورقهقهه

حالا از همون موقع تا یه مدت هر وقت یادم میومد خنده ام میگرفت.چشمک

/ 2 نظر / 9 بازدید
پرتو،روشن ترین نور

سلام نرجس جونم چه خواب خوبی دیدی... خوشه سرخ انگور... هر وقت میام وبت اول یه دل سیر عکس شناسه وبلاگ رو نگاه میکنم چون خیلی دلم برای محمدطاها تنگ شده و هیچکدوم از عکسای وبلاگشم برام باز نمیشه.. میتونی راحت کتابای خودمون رو برای محمد طاها تهیه کنی؟

مامی ايليا

سلام خوبی مامان محمدطاهای گل براتون آرزوی سلامتی و خوشبختی و دل شاد را دارم [ماچ]